استراتژی لوپینگ در دیفای یعنی استفاده از وام برای بزرگتر کردن یک موقعیت، بدون اینکه سرمایه اولیه رو افزایش بدین. در این روش، باید اختلاف بازده سپرده با هزینه وام، کارمزدها و فاصله تا لیکوییدیشن رو کنار هم ببینین.

اگه دارایی ای مثل ETH یا یک استیبل کوین دارین، شاید بخواین با همون سرمایه اولیه بازده بیشتری بگیرین. استراتژی لوپینگ یکی از روشهاییه که این امکان رو از طریق وام گرفتن و وارد کردن دوباره وام به موقعیت فراهم میکنه.

اما بزرگتر شدن موقعیت، خودش به معنی سود بیشتر نیست. نرخ وام، بازده سپرده، هزینه تراکنش و فاصله تا لیکوییدیشن میتونن نتیجه نهایی رو عوض کنن. برای استفاده از این روش بهتره با مفاهیم پایه در آموزش ارز دیجیتال آشنا باشین. در این مطلب اول سازوکار استراتژی لوپینگ رو بررسی میکنیم، بعد میریم سراغ محاسبه سود، دارایی ها، پلتفرم ها و ریسکایی که باید قبل از اجرا در نظر بگیرین.

استراتژی لوپینگ چیست؟

در استراتژی لوپینگ یک دارایی رو به عنوان وثیقه سپرده میکنین، در برابرش وام میگیرین و دوباره از اون وام برای بزرگتر کردن موقعیت استفاده میکنین.

مثلا فرض کنین ۱ ETH دارین. این دارایی رو در یک پروتکل وام دهی سپرده میکنین و بخشی از ارزشش رو وام میگیرین. حالا میتونین وام گرفته شده رو دوباره به ETH تبدیل کنین و وارد موقعیت کنین. با این کار، مقدار دارایی سپرده شده بیشتر میشه و امکان گرفتن وام دوباره به وجود میاد.

این کار میتونه چند بار تکرار بشه. البته قرار نیست همیشه تا بیشترین LTV ممکن پیش برین. هر بار که چرخه رو تکرار میکنین، بدهی و هزینه بیشتری هم به موقعیت اضافه میشه. در آموزش دیفای، لوپینگ یکی از نمونه های استفاده از وام برای بزرگتر کردن یک موقعیت بدون افزایش مستقیم سرمایه اولیه هست.

برای اینکه اعداد رو اشتباه نگیریم، سه چیز رو جدا از هم ببینین:

  • سرمایه اولیه: پولی که خودتون وارد موقعیت کردین.
  • ارزش کل موقعیت: کل دارایی ای که در موقعیت قرار گرفته.
  • بدهی: پولی که از پروتکل گرفتین و باید همراه با بهره پس بدین.

مثلاً اگر ۱۰۰۰ دلار سرمایه داشته باشین و موقعیتتون در نهایت به ۲۰۰۰ دلار برسه، به این معنی نیست که ۲۰۰۰ دلار سرمایه شخصی دارین. بخشی از این موقعیت از طریق وام ساخته شده.

استراتژی لوپینگ بر چه اساسی بازده ایجاد میکند؟

با استفاده از وام، مقدار دارایی ای که بازده ایجاد میکنه بیشتر میشه. فرض کنین Supply APY یک دارایی ۸٪ باشه و برای گرفتن وام روی همون موقعیت ۳٪ Borrow APY پرداخت کنین. در نگاه اول، اختلاف این دو نرخ ۵ واحد درصده. ولی این عدد به تنهایی سود شما رو مشخص نمیکنه.

باید ببینین چه مقدار از موقعیت با سرمایه خودتونه و چه مقدارش با وام ساخته شده. هزینه تراکنش، پاداش احتمالی و تغییر نرخ ها هم باید حساب بشن.

برای یک برآورد خیلی اولیه میشه این اختلاف رو در نظر گرفت:

Supply APY − Borrow APY

اما این فقط یک نقطه شروعه. برای اینکه بفهمین واقعا چقدر سود میمونه، باید کل موقعیت و هزینه های اون رو حساب کنین.

استراتژی لوپینگ چگونه یک موقعیت اهرمی ایجاد میکند؟

وقتی ارزش موقعیت از سرمایه ای که خودتون وارد کردین بیشتر میشه، عملا دارین از اهرم استفاده میکنین. مثلا با ۱۰۰۰ دلار سرمایه، یک موقعیت ۲۰۰۰ دلاری ساخته شده. اگر ارزش کل موقعیت رو نسبت به سرمایه اولیه بسنجیم، اهرم اسمی حدود ۲ برابره. اینجا یک تفاوت مهم وجود داره: اهرم با LTV یکی نیست.

LTV نسبت بدهی به ارزش وثیقه رو نشون میده، ولی اهرم میگه موقعیت شما نسبت به سرمایه خودتون چقدر بزرگ شده. هرچه بدهی بیشتر بشه، بازده روی حجم بیشتری از دارایی حساب میشه. در کنارش، بهره بیشتری هم باید بدین و افت قیمت وثیقه میتونه فشار بیشتری به سرمایه شما وارد کنه.

پس بیشتر کردن اهرم همیشه به معنی بهتر شدن موقعیت نیست.

چرخه سپرده گذاری، وام گیری و سپرده گذاری مجدد

چرخه لوپینگ از سه مرحله اصلی تشکیل میشه. اول دارایی خودتون رو در یک پروتکل وام دهی به عنوان وثیقه سپرده میکنین. بعد بر اساس ارزش وثیقه و LTV مجاز پروتکل، بخشی از اون رو وام میگیرین. در مرحله بعد، مبلغ وام گرفته شده رو دوباره به عنوان وثیقه سپرده میکنین تا امکان وام گیری دوباره فراهم بشه.

با تکرار این سه مرحله، هم مقدار کل وثیقه بیشتر میشه و هم بدهی افزایش پیدا میکنه. در هر دور، وثیقه جدید امکان گرفتن وام بیشتری رو فراهم میکنه و به این ترتیب اندازه موقعیت به تدریج بزرگتر میشه. تعداد دفعات تکرار هم به LTV، میزان اهرم مورد نظر و ریسک قابل قبول شما بستگی داره.

افزایش اهرم با تکرار چرخه

هر بار که چرخه سپرده گذاری و وام گیری رو تکرار میکنین، مقدار دارایی درگیر در موقعیت نسبت به سرمایه اولیه بیشتر میشه. فرض کنین با ۱ واحد شروع کردین و در هر دور، ۷۰ درصد ارزش وثیقه رو وام میگیرین. با ادامه این چرخه، کل وثیقه میتونه به ۲ یا حتی ۳ واحد برسه، در حالی که سرمایه واقعی شما همچنان همون ۱ واحد اولیه است.

در نتیجه، موقعیت شما اهرمی میشه و تغییرات قیمت یا بازده اثر بیشتری روی سرمایه اولیه میذاره. هرچه LTV و تعداد چرخه ها بیشتر باشه، اهرم هم بالاتر میره؛ اما فاصله تا لیکوییدیشن کمتر میشه. چون بدهی نسبت به وثیقه افزایش پیدا کرده و یک افت قیمت نسبتا کوچک میتونه موقعیت رو به محدوده خطر نزدیک کنه.

به همین دلیل، تعداد چرخه ها نباید فقط بر اساس بیشترین اهرم ممکن انتخاب بشه. نوسان دارایی، فاصله تا لیکوییدیشن و میزان ریسکی که حاضرین بپذیرین هم باید در نظر گرفته بشه.

چرخه تکرار و افزایش اهرم در استراتژی لوپینگ

قبل از اجرای استراتژی لوپینگ چه عواملی باید مشخص شوند؟

قبل از اینکه تراکنش ها رو شروع کنین، بهتره چند عدد اصلی رو مشخص کنین. یک جدول ساده میتونه کار رو خیلی راحت تر کنه:

عامل چیزی که باید مشخص بشه
سرمایه اولیه چه مقدار سرمایه قراره وارد موقعیت بشه
دارایی چه ارزی برای سپرده گذاری و وثیقه استفاده میشه
Supply APY سپرده گذاری چه میزان بازده سالانه ایجاد میکنه
Borrow APY هزینه سالانه وام چقدره
LTV چه مقدار از ارزش وثیقه رو میتونین وام بگیرین
فاصله تا لیکوئیدیشن قیمت یا شرایطی که در اون وثیقه ممکنه لیکوئید بشه
تعداد دفعات لوپ چند بار قرار هست وام گرفته و دوباره سپرده گذاری بشه
کارمزدها هزینه های شبکه، سواپ و تراکنش چقدره
پاداش ها آیا پروتکل برای سپرده یا وام گرفتن پاداشی در نظر گرفته یا نه
تغییر نرخ ها احتمال تغییر Supply APY و Borrow APY در طول زمان

نرخ سپرده و وام هم ثابت نیست. ممکنه امروز یک موقعیت جذاب به نظر برسه و چند روز بعد، با تغییر نرخ ها، شرایطش فرق کنه. LTV هم به تنهایی کافی نیست. Liquidation Threshold، مقدار بدهی، ارزش وثیقه و شاخص هایی مثل Health Factor رو هم باید کنار هم ببینین. هزینه ها رو هم از اول حساب کنین. Gas، کارمزد سپرده یا برداشت، Swap، اسلیپیج و هزینه خروج از موقعیت میتونن بخشی از سود رو کم کنن. اگر اختلاف بازده و هزینه وام کم باشه، تکرار زیاد چرخه ممکنه ارزش چندانی نداشته باشه.

سرمایه اولیه و اندازه موقعیت

سرمایه اولیه همون مقداریه که واقعا وارد استراتژی میکنین و اندازه موقعیت، ارزش کل دارایی درگیر بعد از چند دور لوپینگه. مشخص کردن این دو عدد از ابتدا کمک میکنه میزان اهرم و ریسک موقعیت رو بهتر کنترل کنین.

مثلا فرض کنین ۱۰۰۰ دلار سرمایه دارین و میخواین موقعیتتون به حدود ۲۵۰۰ دلار برسه. در این حالت باید مشخص کنین با چه LTV و چند دور تکرار میتونین به این اندازه برسین. هرچه موقعیت بزرگتر باشه، سود احتمالی بیشتر میشه، اما در مقابل زیان هم میتونه شدت بیشتری پیدا کنه.

بهتره قبل از ایجاد یک موقعیت بزرگ، چرخه رو با مبلغ کمتر امتحان کنین. این کار به شما اجازه میده هزینه گس، عملکرد پروتکل و رفتار موقعیت در زمان نوسان رو بهتر بسنجین. مشخص بودن اندازه موقعیت از اول، جلوی افزایش بی دلیل اهرم در ادامه کار رو هم میگیره.

نرخ بازده و هزینه استقراض

نرخ بازده، سودیه که بابت سپرده گذاری دارایی دریافت میکنین و هزینه استقراض هم بهره ایه که برای وام پرداخت میکنین. اختلاف بین این دو نرخ، یکی از مهم ترین عوامل تعیین کننده سودآوری لوپینگه.

قبل از شروع، نرخ سپرده و وام رو در پروتکل مورد نظر بررسی کنین. اگر سود سپرده بیشتر از بهره وام باشه، اسپرد مثبت ایجاد میشه و با بزرگتر شدن موقعیت، سود خالص هم میتونه افزایش پیدا کنه. اما وقتی این اختلاف خیلی کم یا منفی باشه، بهره وام میتونه بخش زیادی از بازده رو از بین ببره.

نکته مهم اینه که این نرخ ها ثابت نیستن و با تغییر عرضه و تقاضا در پروتکل تغییر میکنن. بنابراین عددی که هنگام شروع لوپینگ میبینین ممکنه چند ساعت یا چند روز بعد متفاوت باشه و سود مورد انتظار شما هم تغییر کنه.

میزان اهرم و نسبت LTV

نسبت LTV مشخص میکنه چه مقدار از ارزش وثیقه رو میتونین وام بگیرین. مثلا اگر LTV برابر ۷۰ درصد باشه، با ۱۰۰۰ دلار وثیقه میتونین تا ۷۰۰ دلار وام بگیرین. هرچه LTV بالاتر باشه، در هر دور مبلغ بیشتری وام میگیرین و موقعیت سریع تر بزرگ میشه.

تکرار همین روند باعث افزایش اهرم میشه. با LTV بالاتر ممکنه با چرخه های کمتری به اندازه موقعیت مورد نظر برسین، اما در عوض حاشیه امنیت کاهش پیدا میکنه. چون بدهی بیشتری نسبت به وثیقه دارین و موقعیت به افت قیمت حساس تر میشه.

بهتره همیشه بین LTV مورد استفاده و سقف مجاز پروتکل فاصله داشته باشین. استفاده از حداکثر ظرفیت وام گیری فقط برای رسیدن به اهرم بیشتر، ریسک لیکوییدیشن رو به شکل قابل توجهی بالا میبره.

فاصله تا لیکوییدیشن

فاصله تا لیکوییدیشن نشون میده قیمت یا ارزش وثیقه چقدر میتونه کاهش پیدا کنه تا موقعیت وارد محدوده لیکوییدیشن بشه. این فاصله به عواملی مثل LTV، قیمت دارایی و پارامترهای پروتکل بستگی داره.

قبل از اجرای لوپینگ بررسی کنین با قیمت فعلی دارایی، چه مقدار افت قیمت میتونه موقعیت رو به محدوده خطر برسونه. بعضی پروتکل ها این اطلاعات رو در داشبورد خودشون نمایش میدن و میتونین از همون جا وضعیت موقعیت رو زیر نظر داشته باشین.

حفظ یک حاشیه امنیت مناسب اهمیت زیادی داره. اگر LTV بیش از حد بالا باشه، حتی یک نوسان معمولی بازار میتونه موقعیت رو به لیکوییدیشن نزدیک کنه. بنابراین بهتره تمام ظرفیت وام گیری پروتکل رو استفاده نکنین و برای افت قیمت احتمالی فضای کافی داشته باشین.

هزینه های اجرای چرخه

هر بار اجرای چرخه لوپینگ میتونه شامل کارمزد شبکه و در بعضی موارد کارمزد پروتکل باشه. وقتی تعداد چرخه ها زیاد میشه، همین هزینه های به ظاهر کوچک میتونن روی سود نهایی تاثیر قابل توجهی بذارن. این موضوع در شبکه های شلوغ مثل اتریوم بیشتر به چشم میاد.

قبل از شروع، مجموع هزینه تقریبی چرخه ها رو با سود مورد انتظار مقایسه کنین. اگر اختلاف بین سود سپرده و هزینه وام کم باشه، کارمزدهای تکراری ممکنه بخش زیادی از بازده رو مصرف کنن یا حتی موقعیت رو زیان ده کنن.

به همین دلیل، هزینه اجرای تراکنش ها یکی از فاکتورهای مهم انتخاب شبکه و پروتکله. شبکه های ارزان تر یا لایه دوم میتونن هزینه هر چرخه رو پایین بیارن، اما در کنار کارمزد باید نقدینگی و امنیت پروتکل رو هم بررسی کنین.

استراتژی لوپینگ روی چه دارایی هایی قابل اجراست؟

اینکه یک پروتکل یک دارایی رو قبول میکنه، به این معنی نیست که اون دارایی حتما برای استراتژی لوپینگ مناسبه. نقدشوندگی، نرخ وام، بازده و ریسک خود دارایی هم مهمه.

ETH: یکی از دارایی های رایج در بازارهای وام دهی دیفایه. البته نوسان قیمت ETH در یک موقعیت اهرمی میتونه خیلی مهم باشه.

BTC و نسخه های رپ شده: در بعضی پروتکل ها میشه از نسخه های توکنیزه یا رپ شده بیت کوین استفاده کرد. اینجا علاوه بر قیمت BTC، باید ریسک خود توکن رپ شده و زیرساختش رو هم در نظر بگیرین.

LST و LRT: این دارایی ها میتونن علاوه بر ارزش دارایی پایه، بازده استیکینگ یا ریستیکینگ هم داشته باشن. در مقابل، ریسک قرارداد هوشمند، نقدشوندگی و تغییر بازده هم بیشتر میشه.

استیبل کوین ها: نوسانشون معمولا کمتره، ولی بدون ریسک نیستن. Depeg، تغییر نرخ سود، ریسک پروتکل و کاهش نقدشوندگی همچنان ممکنه اتفاق بیفته.

توکن های LP: این گزینه پیچیده تره، چون علاوه بر وام و لیکوییدیشن، عملکرد استخر، درآمد کارمزد و Impermanent Loss هم روی نتیجه اثر میذاره.

استراتژی لوپینگ روی ETH و BTC

ETH و BTC به خاطر نقدشوندگی بالا و بازار وام دهی بزرگ، از گزینه های رایج برای لوپینگ هستن. در این روش معمولا ETH یا نسخه رپد شده بیت کوین مثل WBTC رو به عنوان وثیقه سپرده میکنین، وام میگیرین و دوباره دارایی مورد نظر یا یک دارایی مرتبط رو وارد چرخه میکنین.

یکی از اهداف اصلی این کار، افزایش میزان قرار گرفتن در معرض قیمت ETH یا BTC با سرمایه اولیه کمتره. برای مثال، به جای اینکه فقط با سرمایه خودتون روی ETH موقعیت بسازین، بخشی از ارزش اون رو وام میگیرین و با تکرار چرخه، اندازه موقعیت رو افزایش میدین. اگر دارایی سپرده شده بازده هم داشته باشه، این بازده روی موقعیت بزرگتر محاسبه میشه.

البته نوسان قیمت ETH و BTC میتونه موقعیت اهرمی رو سریع تر به محدوده لیکوییدیشن برسونه. به همین دلیل، مقدار LTV و فاصله تا لیکوییدیشن در این نوع لوپینگ اهمیت زیادی داره.

استراتژی لوپینگ روی توکن های LST/LRT

توکن های لیکویید استیکینگ و لیکویید ریستیکینگ مثل stETH به دلیل داشتن بازده پایه، میتونن گزینه مناسبی برای لوپینگ باشن. در این روش، توکن رو به عنوان وثیقه سپرده میکنین، وام میگیرین و با استفاده از اون وام، دوباره همون توکن یا یک دارایی مرتبط رو تهیه و سپرده میکنین.

مزیت اصلی این روش اینه که بازده حاصل از استیکینگ یا ریستیکینگ روی موقعیت بزرگتری اعمال میشه. در نتیجه، در صورت مناسب بودن نرخ وام و بازده، درآمد پایه میتونه بیشتر بشه. البته اهرم فقط بازده رو افزایش نمیده و ریسک رو هم بیشتر میکنه.

ریسک قرارداد هوشمند، احتمال کاهش ارزش LST یا LRT نسبت به دارایی اصلی و نزدیک شدن به لیکوییدیشن از جمله مواردیه که باید در نظر بگیرین. بنابراین قبل از شروع، فقط به نرخ بازده نگاه نکنین و وضعیت خود توکن و پروتکلی که از اون استفاده میکنین رو هم بررسی کنین.

استراتژی لوپینگ با استیبل کوین

لوپینگ با استیبل کوین معمولا برای افزایش بازده بدون قرار گرفتن مستقیم در معرض نوسان شدید قیمت انجام میشه. در این روش، استیبل کوین رو به عنوان وثیقه سپرده میکنین، استیبل کوین دیگه یا همون دارایی رو وام میگیرین و دوباره اون رو وارد چرخه میکنین تا اندازه موقعیت افزایش پیدا کنه.

چون قیمت استیبل کوین ها معمولا نزدیک به ارزش ثابت خودشون باقی میمونه، ریسک لیکوییدیشن ناشی از نوسان قیمت نسبت به دارایی هایی مثل ETH و BTC کمتره. با این حال، سودآوری همچنان به اختلاف بین بازده سپرده و نرخ بهره وام بستگی داره. اگر سود سپرده بیشتر از هزینه وام باشه، لوپینگ میتونه بازده بالاتری نسبت به سپرده گذاری ساده ایجاد کنه.

البته ثابت بودن قیمت به معنی بدون ریسک بودن استیبل کوین نیست. تغییر نرخ سود، از دست رفتن موقت یا دائمی ارزش یک استیبل کوین و ریسک قرارداد هوشمند میتونن روی نتیجه موقعیت اثر بذارن.

استراتژی لوپینگ روی توکن های LP

توکن های LP نشون دهنده سهم شما از یک استخر نقدینگی هستن و بعضی پروتکل های وام دهی امکان استفاده از اونها به عنوان وثیقه رو فراهم میکنن. در این حالت، توکن LP رو سپرده میکنین، وام میگیرین و با استفاده از وام، نقدینگی بیشتری وارد استخر میکنین یا توکن LP بیشتری میخرین تا اندازه موقعیت افزایش پیدا کنه.

هدف اصلی این روش، تقویت درآمد حاصل از کارمزد معاملات و پاداش های استخره. وقتی موقعیت با اهرم بزرگتر میشه، این بازده هم میتونه افزایش پیدا کنه. اما در مقابل، ریسک هایی مثل زیان ناپایدار و کاهش ارزش توکن LP هم با اهرم شدیدتر میشن.

به همین دلیل، لوپینگ روی LP نسبت به ETH یا استیبل کوین پیچیدگی بیشتری داره. برای استفاده از این روش باید علاوه بر LTV و فاصله تا لیکوییدیشن، عملکرد استخر، ترکیب دارایی ها و میزان زیان ناپایدار رو هم بررسی کنین.

دارایی های مناسب برای استراتژی لوپینگ در دیفای

سودآوری استراتژی لوپینگ چگونه محاسبه میشود؟

بیاین با یک مثال عددی جلو بریم.

فرض کنین:

مورد مقدار در مثال
سرمایه اولیه ۱۰۰۰ دلار
ارزش نهایی موقعیت ۲۰۰۰ دلار
بدهی ۱۰۰۰ دلار
Supply APY ۸٪
Borrow APY ۳٪
درآمد سپرده ۱۶۰ دلار
هزینه وام ۳۰ دلار
بازده خالص قبل از سایر هزینه ها ۱۳۰ دلار
کارمزد تراکنش ۱۰ دلار
پاداش ها ۲۰ دلار
سود نهایی ۱۴۰ دلار
بازده نسبت به سرمایه اولیه ۱۴٪

برای ساده شدن محاسبه، فرض میکنیم نرخ ها در طول سال ثابت بمونن.

اول درآمد سپرده رو حساب میکنیم:

۲۰۰۰ × ۸٪ = ۱۶۰ دلار

پس درآمد سالانه سپرده در این مثال ۱۶۰ دلاره.

حالا هزینه وام:

۱۰۰۰ × ۳٪ = ۳۰ دلار

یعنی سالانه ۳۰ دلار بابت بهره وام پرداخت میشه.

حالا این دو عدد رو از هم کم میکنیم:

۱۶۰ − ۳۰ = ۱۳۰ دلار

سرمایه اولیه ۱۰۰۰ دلار بوده، پس:

۱۳۰ ÷ ۱۰۰۰ = ۱۳٪

در این مثال، بازده خالص قبل از سایر هزینه ها ۱۳٪ میشه. این عدد رو نباید بازده ناخالص بنامیم. چون درآمد سپرده از هزینه وام کم شده و عدد به دست اومده، بازده خالص قبل از هزینه ها و پاداش های دیگه است.

حالا فرض کنین ۱۰ دلار هزینه تراکنش داشته باشیم و ۲۰ دلار هم پاداش بگیریم:

۱۳۰ − ۱۰ + ۲۰ = ۱۴۰ دلار

پس در این سناریوی ساده، سود نهایی ۱۴۰ دلار میشه:

۱۴۰ ÷ ۱۰۰۰ = ۱۴٪

البته این فقط یک مثال آموزشی محسوب میشه. در عمل، نرخ سپرده و وام ممکنه تغییر کنه، پاداش ها ثابت نباشن و قیمت دارایی هم بالا یا پایین بره.

یک نکته دیگه هم مهمه: این محاسبه تغییر قیمت دارایی رو در نظر نمیگیره. مثلا اگر دارایی پایه ۱۵٪ افت کنه، نتیجه واقعی موقعیت میتونه با این محاسبه خیلی فرق داشته باشه.

چه عواملی میتوانند سودآوری استراتژی لوپینگ را تغییر دهند؟

چند عامل مستقیما روی نتیجه نهایی اثر میذارن:

  • Supply APY: هرچه بازده سپرده کمتر بشه، درآمد موقعیت هم پایین میاد.
  • Borrow APY: بالا رفتن نرخ وام هزینه بدهی رو بیشتر میکنه.
  • هزینه تراکنش: هر چرخه تراکنش بیشتری داره و این هزینه ها جمع میشن.
  • پاداش ها: Incentiveها میتونن بخشی از بازده رو بیشتر کنن، ولی نباید اونها رو برای همیشه ثابت فرض کرد.
  • قیمت دارایی: افت قیمت میتونه روی ارزش وثیقه و فاصله تا لیکوییدیشن اثر بذاره.
  • LTV: نزدیک شدن به سقف وام گیری، حاشیه امنیت رو کمتر میکنه.
  • نقدشوندگی: بازار کم عمق میتونه هنگام Swap یا خروج، اسلیپیج ایجاد کنه.
  • تغییر شرایط پروتکل: پارامترهای بازار وام دهی ممکنه در طول زمان تغییر کنن.

به همین خاطر، بهتره سود رو فقط با یک سناریو حساب نکنین. مثلا ببینین اگر Borrow APY بیشتر شد یا قیمت دارایی افت کرد، هنوز نتیجه قابل قبول هست یا نه.

استراتژی لوپینگ را در چه پلتفرم هایی میتوان اجرا کرد؟

پروتکل هایی مثل Aave، Compound و Morpho میتونن زیرساخت اجرای این نوع موقعیت ها رو فراهم کنن.

موقع مقایسه پروتکل ها، فقط دنبال بالاترین APY نباشین. این موارد رو هم بررسی کنین:

  1. Supply APY
  2. Borrow APY
  3. LTV و Liquidation Threshold
  4. نقدشوندگی بازار
  5. Health Factor یا شاخص مشابه
  6. وضعیت امنیت پروتکل
  7. هزینه تراکنش
  8. پاداش های احتمالی

پارامترهای پروتکل ممکنه تغییر کنن. پس اعدادی که موقع باز کردن موقعیت میبینین، لزوما چند هفته بعد هم همون اعداد نیستن.


بیشتر بخوانید: مقایسه پلتفرم آوه (Aave) و کامپاند (Compound)؛ کدام پلتفرم دیفای برای وام دهی بهتر است؟


استراتژی لوپینگ چه تفاوتی با روش های مشابه دارد؟

لوپینگ با چند روش دیفای هدف مشترکی داره، اما سازوکارشون یکی نیست. در پروتکل ها و پلتفرم های اصلی دیفای، روش هایی مثل وام دهی، استیکینگ و ییلد فارمینگ هر کدوم راه متفاوتی برای کسب بازده دارن. در وام دهی ساده، دارایی رو سپرده میکنین و از همون سپرده سود میگیرین؛ ولی در لوپینگ با استفاده از وام، اندازه موقعیت رو بزرگتر میکنین و در مقابلش بدهی و ریسک لیکوییدیشن هم دارین.

در ییلد فارمینگ، درآمد معمولا از تامین نقدینگی، کارمزد معاملات یا پاداش توکن به دست میاد. لوپینگ بیشتر به اختلاف بین بازده سپرده و هزینه وام وابسته است. اهرم مستقیم هم معمولا برای باز کردن موقعیت معاملاتی استفاده میشه و عواملی مثل فاندینگ ریت، قیمت لیکوییدیشن و قوانین صرافی روی نتیجه اثر میذارن.

پس تفاوت اصلی این روش ها بیشتر به منبع بازده و نوع ریسکی برمیگرده که قبول میکنین. قبل از انتخاب هم بهتره ببینین هدفتون کسب بازده از یک داراییه، تامین نقدینگیه یا معامله با اهرم.

روش نحوه کسب بازده اهرم ریسک لیکوییدیشن پیچیدگی
لوپینگ اختلاف سود سپرده و هزینه وام دارد دارد بالا
وام دهی ساده سود سپرده ندارد ندارد پایین
استیکینگ پاداش شبکه معمولا ندارد ندارد پایین
ییلد فارمینگ کارمزد و پاداش استخر معمولا ندارد معمولا ندارد متوسط
اهرم مستقیم تغییرات قیمت دارایی دارد دارد بالا

لوپینگ در برابر وام دهی ساده

در وام دهی ساده، دارایی رو در یک پروتکل سپرده میکنین و بازده همون سپرده رو دریافت میکنین. چون وامی در کار نیست، اهرمی ایجاد نمیشه و موقعیت هم در معرض لیکوییدیشن قرار نمیگیره. در نتیجه، سود شما به نرخ بازدهی که پروتکل برای سپرده پرداخت میکنه محدود میشه.

در لوپینگ، بخشی از ارزش وثیقه رو وام میگیرین و دوباره اون مبلغ رو وارد چرخه میکنین. با تکرار این روند، اندازه موقعیت افزایش پیدا میکنه و در صورت مناسب بودن نرخ ها، بازده احتمالی هم بیشتر میشه. البته در کنار اون باید بهره وام و ریسک لیکوییدیشن رو هم در نظر بگیرین.

بنابراین وام دهی ساده ساختار راحت تر و ریسک پایین تری داره، اما بازده اون هم محدودتره. لوپینگ میتونه بازده بیشتری ایجاد کنه، ولی در مقابل مدیریت بدهی، نرخ بهره و ریسک موقعیت هم اهمیت بیشتری پیدا میکنه.

لوپینگ در برابر استیکینگ

استیکینگ و لوپینگ هر دو میتونن برای افزایش بازده دارایی استفاده بشن، اما سازوکارشون کاملا یکی نیست. در استیکینگ، دارایی رو برای مشارکت در تامین امنیت شبکه اختصاص میدین و در ازای اون پاداش دریافت میکنین. در این حالت معمولا بدهی یا وام گیری وجود نداره و اهرمی هم ایجاد نمیشه.

در لوپینگ، دارایی به عنوان وثیقه سپرده میشه، بخشی از ارزش اون وام گرفته میشه و مبلغ وام دوباره وارد چرخه میشه. به این شکل اندازه موقعیت و بازده احتمالی افزایش پیدا میکنه، اما بهره وام و خطر لیکوییدیشن هم به موقعیت اضافه میشن.

اگر دنبال روشی ساده تر برای کسب بازده بدون اهرم هستین، استیکینگ گزینه متفاوتی محسوب میشه. لوپینگ بیشتر برای زمانی کاربرد داره که بخواین با استفاده از وام، اندازه موقعیت و بازده احتمالی رو افزایش بدین و در مقابل ریسک بیشتری رو بپذیرین.

لوپینگ در برابر ییلد فارمینگ

لوپینگ و ییلد فارمینگ هر دو در دیفای برای افزایش بازده استفاده میشن، اما منبع درآمدشون فرق داره. در ییلد فارمینگ، معمولا با تامین نقدینگی برای استخرها یا استفاده همزمان از چند پروتکل، از کارمزد معاملات و گاهی پاداش توکن درآمد به دست میاد.

در لوپینگ، تمرکز روی سپرده گذاری، وام گیری و تکرار این چرخه است. بازده هم بیشتر به اختلاف بین سود سپرده و هزینه وام بستگی داره. به همین دلیل، نرخ بهره، LTV و فاصله تا لیکوییدیشن از عوامل مهم در این استراتژی هستن.

ییلد فارمینگ میتونه با ریسک هایی مثل زیان ناپایدار و کاهش ارزش توکن پاداش همراه باشه، در حالی که در لوپینگ، ریسک اصلی بیشتر به بدهی، تغییر نرخ وام و لیکوییدیشن مربوط میشه. بنابراین انتخاب بین این دو به نوع دارایی و میزان ریسکی که میخواین قبول کنین بستگی داره.

لوپینگ در برابر استفاده مستقیم از اهرم

لوپینگ و اهرم مستقیم هر دو اجازه میدن با سرمایه کمتر، موقعیت بزرگتری ایجاد کنین، اما نحوه انجامشون فرق داره. در لوپینگ، اهرم از طریق سپرده گذاری وثیقه، وام گیری و تکرار چرخه در پروتکل های دیفای ساخته میشه. نتیجه کار هم به نرخ بازده سپرده و هزینه وام وابسته هست.

در مقابل، اهرم مستقیم معمولا در صرافی های متمرکز یا بازارهای معاملات دائمی استفاده میشه. شما مقداری سرمایه به عنوان مارجین وارد میکنین و با انتخاب اهرم، موقعیت بزرگتری باز میکنین. در این روش، فاندینگ ریت، قیمت لیکوییدیشن و قوانین صرافی میتونن روی سود و زیان اثر بذارن.

تفاوت مهم اینه که لوپینگ بیشتر برای افزایش بازده یک دارایی یا موقعیت دیفای استفاده میشه، اما اهرم مستقیم بیشتر برای معامله روی تغییرات قیمت کاربرد داره. در هر دو روش، افزایش اهرم باعث میشه سود احتمالی و زیان احتمالی همزمان بزرگتر بشن.


بیشتر بخوانید: ییلد فارمینگ (Yield Farming) چیست؟ نحوه کسب درآمد با استفاده از ییلد فارمینگ


چه زمانی استراتژی لوپینگ منطقی است؟

استراتژی لوپینگ زمانی میتونه منطقی باشه که بازده سپرده از هزینه وام بیشتر باشه و ریسک موقعیت هم قابل کنترل بمونه. بالا بودن سود به تنهایی دلیل خوبی برای استفاده از این روش نیست؛ چون اهرم بیشتر، احتمال زیان رو هم افزایش میده. برای همین، قبل از اینکه لوپینگ رو وارد برنامه آموزش سرمایه گذاری ارز دیجیتال خودتون کنین، بهتره سود احتمالی، هزینه ها و فاصله تا لیکوییدیشن رو کنار هم بررسی کنین.

قبل از شروع، این موارد رو حتما بررسی کنین:

  • اسپرد سود و بهره: هرچه اختلاف بین بازده سپرده و نرخ وام بیشتر باشه، شرایط برای لوپینگ مناسب تره.

  • نوسان دارایی: دارایی های پرنوسان به اهرم کمتر و حاشیه امنیت بیشتری نیاز دارن.

  • فاصله تا لیکوییدیشن: بهتره LTV رو تا نزدیکی سقف مجاز بالا نبرین و برای افت قیمت فضای کافی داشته باشین.

  • هزینه اجرای چرخه: گس و کارمزدهای بالا میتونن بخش زیادی از بازده رو مصرف کنن، مخصوصا وقتی چرخه چند بار تکرار میشه.

  • ثبات نرخ ها: اگر نرخ وام یا سود سپرده مرتب تغییر میکنه، سود مورد انتظار ممکنه خیلی زود تغییر کنه.

در نهایت، لوپینگ زمانی ارزش بررسی داره که بعد از کسر بهره، کارمزد و در نظر گرفتن ریسک لیکوییدیشن، بازده احتمالی همچنان جذاب باشه. اگر رسیدن به سود مورد نظر فقط با اهرم بالا ممکنه، بهتره ریسک موقعیت رو دوباره ارزیابی کنین.

عوامل مهم برای تصمیم گیری درباره استراتژی لوپینگ

جمع بندی

استراتژی لوپینگ به شما اجازه میده با استفاده از وام، موقعیتی بزرگتر از سرمایه اولیه تون بسازین. در عوض، بهره وام، هزینه تراکنش و ریسک لیکوییدیشن هم وارد محاسبات میشن. برای اینکه ببینین یک موقعیت واقعا چقدر میتونه بازده داشته باشه، فقط به APY نگاه نکنین. سرمایه اولیه، ارزش موقعیت، بدهی، Borrow APY، هزینه ها، LTV و وضعیت دارایی رو با هم بررسی کنین.

اگر میخواین از این روش استفاده کنین، قبل از اجرای تراکنش چند سناریو رو حساب کنین؛ مخصوصا سناریوی افزایش Borrow APY و افت قیمت دارایی. همین چند محاسبه ساده میتونه تصویر خیلی بهتری از موقعیت بهتون بده.

برای آشنایی بیشتر با دیفای، وام دهی و روش های مدیریت ریسک در بازار کریپتو، میتونین مطالب مرتبط کریپتونگار رو دنبال کنین.

سوالات متداول

نه. اگر هزینه وام، کارمزدها و افت قیمت دارایی از درآمد موقعیت بیشتر بشه، ممکنه نتیجه نهایی منفی باشه.

نه لزوماً. اهرم بیشتر موقعیت رو بزرگتر میکنه، ولی هزینه بهره و ریسک هم بیشتر میشن.

خیر. ریسک Depeg، قرارداد هوشمند، تغییر نرخ و نقدشوندگی همچنان وجود داره.

عدد ثابتی وجود نداره. باید ببینین چرخه بعدی چقدر بازده اضافه میکنه و در مقابل، چه مقدار هزینه و ریسک به موقعیت اضافه میشه.

هزینه بدهی بیشتر میشه و سود خالص پایین میاد. اگر افزایش نرخ زیاد باشه، ممکنه موقعیت دیگه توجیه اقتصادی نداشته باشه.